دانلود تحقیق در موردصنایع فرهنگی در زندگی روزمره

دانلود تحقیق در موردصنایع فرهنگی در زندگی روزمره

لحظات خوشی را برای شما آرزومندیم

اینک شما با جستجوی ((دانلود تحقیق در موردصنایع فرهنگی در زندگی روزمره)) وارد صفحه فروش فایل دانلودی -دانلود تحقیق در موردصنایع فرهنگی در زندگی روزمره- شده اید.

دانلود تحقیق در موردصنایع فرهنگی در زندگی روزمره

نام فایل : صنایع فرهنگی در زندگی روزمره

فرمت : .ppt

تعداد صفحه/اسلاید : 47

حجم : 5 مگابایت



صنایع فرهنگی و هنری شامل یک نماد و جذابیت فرهنگی مهمی هستند که بر اقتصاد شهری تاثیر می گذارد و به عنوان محرکی برای توسعه و احیای شهری در ناحیه محلی عمل می کنند.
از منظر رابطه فرهنگ و حیات مدنی، ایجاد فضاهای فرهنگی کارآمد در شهر ضروری ترین نیاز توسعه پایدار شهری است.
با نابودی صنایع کارگاهی و منابع مالی، فرهنگ مردم بیشتر به صورت منبع تجارت شهرها در می آید و پایه ای برای جذب گردشگر می شود.
رشد مصرف فرهنگی هنر و رسانه، مد، موسیقی، گردشگری و همچنین بخش ها و صنایعی که زمینه ساز آن هستند، به اقتصاد نمادین شهر و تولید فضا و نمادها کمک می کنند.
با توسعه اقتصاد در شهرها، عوامل فرهنگی به تاثیر گذاری شدید بر روشهای تولید کالاهای تولیدی ادامه و شهرها ظرفیت ویژه ای در خلق فرهنگ به شکل هنر، عقاید، سبک و شیوه زندگی، نوآوری و رشد اقتصادی پیدا کردند.
رابطه فرهنگ و اقتصاد تنها به رابطه هنر و بازار محدود نمی شود. به رغم تولید و تجارت کالاهای فرهنگی نوعی دوگانگی میان هنرمندان به عنوان خالقان کالاهای فرهنگی وجود دارد که ناشی از استفاده ابزار گرایانه سرمایه داری از خدمات فرهنگی است
در واقع هنر و فرهنگ همواره مانعی بر سر راه انباشت سرمایه بوده اند. آدرنو و هوکهایمر نخستین بار در سال 1947 صنعت فرهنگی را به کار بردند و می خواستند نشان دهند که اقتصاد سرمایه داری ، هنر و فرهنگ را در اهداف سوداگرایانه خود قربانی می کند.
واژه صنعت با تولید انبوه مترادف بوده و اصطلاح صنعت فرهنگی به معنای تولید انبوه کالاهای فرهنگی و به تعبیری دیگر سوء استفاده سیاسی- اقتصادی از هنر، فرهنگ و کالاهای فرهنگی تعریف شده، اگرچه این سوء استفاده در جهت ترویج ارزش های مادی گرایانه و تحت عنوان هنر برتر بیان شد.
از نظر مکتب فرانکفورت، فرهنگ عامه همان فرهنگ توده ای، محصول صنعت فرهنگ است که ثبات و دوام سرمایه داری را تامین می کند.
تولید انبوه کالاهای فرهنگی به بهبود شرایط اقتصادی و ایجاد نیازهایی ورای نیازهای معیشتی می انجامد.
جذابیت کالاهای فرهنگی و نیاز واقعی به این گونه کالاها، جهت ارضای نیازهای روحی و روانی انسان، به ظهور مفهوم صنایع فرهنگی انجامید.
آنتونی فلو ریشه گسترش فرهنگ را تبدیل فرهنگ به بخش مهم تری از زندگی روزمره می داند، فرآیندی که آن را رمزی سازی زندگی روزمره می نامند.
گافمن لحظات معمولی زندگی روزمره را پایه ای برای ارزش فرهنگی می داند.
زندگی روزمره فرآیندی پویا و تعاملی است که برکاربرد خلاقانه رسانه ها و محصولات مصرفی از سوی افراد برای ساختن هویتها و سبک زندگی نظارت دارد.
افراد زندگی روزمره را با صنایع فرهنگی دستکاری می کنند و با آفریدن فضاهایی برای همنوایی و سازش، زندگی روزمره را قابل تحمل می گردانند.
بنا بر گفته های «مانئل کستلز» تضاد و اختلافات از حوزه تولید به حوزه مصرف منتقل شده و تنها عاملی که نجات دهنده آنها از این زندگی روزمره است فلسفه، هنر و فرهنگ است.
از دیدگاه فیسک فضاهای شهری عرصه ای برای تولیدات فرهنگی و تعامل اجتماعی هستند و می توانند کلیت جامعه را بازنمایی کنند.
میشل دوسرتو تغییر شکل جوامع سرمایه داری از مراکز تولید صنعتی به مراکز فراغت و مصرف را فضایی برای دگرگونی آگاهی فردی بیان کرده و هنگامی که این محصولات وارد حوزه عمومی می شوند افراد از آنها در زندگی روزمره خود استفاده می کنند و به لحاظ فرهنگی معنادار می شوند.
اوکانر صنایع فرهنگی را فعالیت هایی که با تولید کالاهای نمادین سر و کار دارند و کالاهایی که ارزش اقتصادی آنها از ارزش فرهنگی آنها نشات می گیرد تعریف می کند. (صنایع فرهنگی کلاسیک)
اصطلاح صنایع فرهنگی اشاره به طیفی از صنایع نرم داشته که کارکردهای اجتماعی دارند. لذا کالاهای فرهنگی بر خلاف سایر کالاها، ارزش فیزیکی و مادی ندارند، و ارزش واقعی آنها بر حسب محتوای آنها تعیین می شود، در واقع کالاهای فرهنگی کالاهایی هستند که علاوه بر ارزش تجاری، حاوی ارزش فرهنگی نیز هستند.
صنایع فرهنگی گستره وسیعی از فعالیت های انتشاراتی تا فعالیت های رسانه ای (نوشتاری، دیداری و شنیداری) و هنری چون ادبیات، سینما، موسیقی، تئاتر، هنرهای تجسمی، موزه داری، طراحی مد لباس، ورزش، سرگرمی و تفریح تا گردشگری و جهانگردی و صنایع دستی را شامل می شود.
یونسکو صنایع فرهنگی را صنایعی می داند که به خلق، تولید و تجاری سازی مضامینی که دارای طبیعت فرهنگی هستند، اشتغال دارند و شکل کالاها یا خدمات را به خود بگیرند و از نظر تنوع فرهنگی و تضمین دسترسی دمکراتیک به فرهنگ بسیار حایز اهمیتند.
صنایع فرهنگی، بر پایه تولید فرهنگی استوار بوده و اشکال هنر در نتیجه تغییر و تحول آن به وجود آمده است.
صنایع فرهنگی باید شامل صنایع خارج از قلمرو فرهنگ نیز بشوند، این صنایع شامل تبلیغات، گردشگری و خدمات معماری بوده که ...
هنر در مرکز (هنرهای خلاقی چون موسیقی، حرکات موزون، تئاتر، ادبیات، هنرهای تجسمی، صنایع دستی، هنرهای ویدیویی و چند رسانه ای) قرار گرفته و دیگر صنایع حلقه هایی از دایره ها را در اطراف مرکز تشکیل می دهند.
در کنفرانس جهانی «قدرت فرهنگ» در سال 1998 در استکهلم بیان شد که کالاها و خدمات فرهنگی را نباید شبیه دیگر اشکال کالا دانست و نقش محوری صنایع فرهنگی و هنری در اقتصاد و احیای شهری، گردشگری و تجارت را متذکر شد.
صنعت فرهنگی بر مبنای ترکیب پنج معیار عنوان شده اند: خلاقیت، مالکیت معنوی، معنای نمادین، ارزش استفاده، روش های تولید
دولت انگلستان به جای عنوان صنایع فرهنگی از واژه صنایع خلاق استفاده کرد و کم کم بیشتر کشورها و مجامع از این اصطلاح استفاده نمودند.
صنایع خلاق و یا فرهنگی به عنوان صنایعِ مبتنی بر خلاقیت فردی توصیف شده اند. صنایع خلاق، واژه ای است که یکی از وزیران انگلستان برای پویایی هنرهای دخیل در عملکرد اقتصادی آن کشور به کار برد.
....

محصولات مرتبط